اخلاق در قرآن
23 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : معرفت ) زمستان 1375 - شماره 19 )(4 صفحه - از 4 تا 7)
تعداد شرکت کننده : 0

اشاره

در شماره های پیشین، در این سلسله از سخنرانی ها، مباحثی در باره «تزکیه» و «تهذیب نفس» به اهل معرفت تقدیم گردید. در این شماره، ادامه این مباحث را پی می گیریم. معرفت

مقدمه

«وَ نَفْس وَ مَا سَوّیها فَاَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْویهَا قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَکّیهَا وَ قَدْ خَابَ مَن دَسّیهَا» (شمس: 7 ـ 10)

در مباحث گذشته، درباره این آیات شریفه و نکته هایی که از آن استفاده می شود مطالبی بیان شد. اما دو سؤال اصلی وجود دارد که آیه در مقام بیان آنها نیست. ممکن است بتوان از قراین یا به کمک آیات دیگر و یا وجوه عقلی، جواب آنها را به دست آورد:

اول این که وقتی دانستیم بین «فلاح» و «تزکیه» رابطه ای حقیقی و تکوینی وجود دارد این سؤال مطرح می شود که تزکیه ای که مورد تأکید قرآن کریم است و حتی پیغمبران(علیهم السلام)و بخصوص پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم)، برای آن مبعوث شده اند («یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ»ـ

آل عمران: 164 / جمعه: 2) چیست و مصداق آن کدام است؟ در بحث پیش، گفته شد که «زکات»، که مصدر مجرّد تزکیه و حاصل عمل تزکیه است، با اصطلاح علمی «کمال» تطابق دارد و مصداق «کمال» با توجه به بیانات قرآن کریم، قرب خدای متعال است.

دوم آن که راه رسیدن به این «تزکیه» و «کمال» چیست؟ طهارت و رشد و کمالی که باید برای نفس پدید آید از چه راهی حاصل می شود؟ برای پاسخ به این سؤال، هم می توان از دلایل و تأمّلات عقلی استفاده کرد و هم از آیات شریفه و روایات کمک گرفت. برای خودداری از تطویل بحث، از خود آیه با تحلیل های عقلی که می توان در باره آن انجام داد و برخی آیات دیگر استفاده می شود:

کمال در تقرّب به خدا

حقیقت کمال و زکاتی که باید حاصل شود چیزی است که به قرب و نزدیک شدن به خدا تعبیر می شود و در واقع، مطلوب حقیقی و بالذات اوست و نزدیک شدن مطلوب بالتبع است. وقتی کسی می خواهد به کسی یا چیزی نزدیک شود او را دوست می دارد و به او علاقه مند است که می خواهد به او نزدیک شود. به عبارت دیگر، نزدیک شدن صفتی است که مطلوبیتش ناشی از مطلوبیت خداست. پس آنچه اصالتاً مطلوبیت و شرف ذاتی دارد خود ذات الهی است. هدف اصلی اوست: «وَ اَنَّ اِلی رَبِّکَ الْمُنْتَهی» (نجم: 42)؛ هر سیری به سوی او منتهی می شود، «یَا اَیُّهَا الاِنْسَانُ اِنَّکَ کَادِحٌ اِلی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیهِ» (انشقاق: 6)؛ ای انسان، تو به سوی پروردگارت بازگشت می کنی و او را ملاقات می نمایی. بنابراین، او به مرتبه ای می رسد که می گوییم قرب به خدا دارد و اگر او را به همان معنایی که می توانیم برای قرب بپذیریم به متعلقش نسبت دهیم باید بگوییم به خدا رسیده است. وقتی دانستیم که هدف نهایی خدای متعال است و ما باید تلاش کنیم تا به او نزدیک شویم راه این تزکیه هر چه باشد، راهی به سوی اوست. ویژگی اصلی این راه آن است که مقصدش اوست. دانشمندانی که درباره ارزش ها و کمالات انسان بحث کرده اند، می گویند: چون انسان موجود ذوابعادی است می توان برای هر بعدی از وجود او، کمال خاصی در نظر گرفت و مقصد مشخصی معیّن کرد ولی از آنجا که انسان یک موجود است و در نهایت، یک هدف نیز باید داشته باشد، این راه ها هر چه باشد، باید به یک هدف منتهی شود.

راهی که انسان باید بپیماید تا به مقام قرب الهی برسد چگونه راهی است؟ آیا مانند راهی است که بین دو منطقه وجود دارد و باید طی شود تا انسان به جایی برسد یا باید به آسمان ها برود؟ چگونه انسان به خدا نزدیک می شود؟ خدای متعال موجودی جسمانی نیست و مکان مادی ندارد که انسان بتواند با طی مراحل و مسافت های مادی به او نزدیک شود. پس مراد، قرب مکانی نیست. اگر چنین بود انسان می توانست نقطه ای را تعیین کند و بگوید کهـ العیاذ باللهـ خدا آنجاست یا چون کعبه تشریفاً بیت الله است می توانستیم بگوییم نزدیکی ما به آن تقرب الی الله است.

ولی منظور از قرب، قرب جسمانی نیست. ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی