فلسفه دین، کثرت گرایی دینی، عصری بودن دین و الهیات پویشی
34 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : معرفت ) زمستان 1374 - شماره 15 )(9 صفحه - از 75 تا 83)
تعداد شرکت کننده : 0

اشاره

درباره «فلسفه دین» سؤالات متعددی مطرح است. به منظور پاسخ به برخی از آنها، از حجج اسلام علی مصباح و سید محمدکاظم مصباح موسوی، فارغ التحصیلان بخش ادیان دانشگاه مک گیل و محققان این رشته دعوت گردید تا به سؤالات مطروحه در این باب پاسخ گویند.

معرفت: ضمن تشکر از حضور آقایان، از آقای مصباح خواهش می کنیم بفرمایند که «فلسفه دین» که نوعی تأمّل عقلانی در مباحث دینی است، چه نقشی در تدیّن مردم دارد؟

حجة الاسلام مصباح: تأمّل عقلی در مسائل دینی چیز جدیدی نیست. هم در اسلام و هم در ادیان دیگر همیشه سعی شده تا اصول اعتقادی دین را به وسیله مباحث و استدلالات عقلی اثبات کنند و شبهاتی را که در این زمینه مطرح بوده پاسخ دهند. البته همیشه این تلاشها موفّق و به یک شکل نبوده است; گاهی این مباحث به صورت استدلال برهانی بوده و زمانی به صورت مباحث جدلی برای اقناع طرف مقابل مطرح می شده است.

اصولاً چون متولّیان دینی یا پیروان ادیان همیشه با کسانی که،به دلیل عدم التزام به مبانی آن دین، دین و اصول آن را زیر سؤال می برند، مواجهند، اهل دین ناچارند از برخی روشها و مبانی استفاده کنند که مورد قبول طرف مقابل هم باشد تا بتوانند بر اساس یک سلسله اصول پذیرفته شده بین طرفین پاسخ دهند و دین را اثبات کنند که دین و دعاوی آن حق است و در نهایت، نتایجی را که می خواهند از آن بگیرند. پس تأمّل عقلانی در گذشته نیز وجود داشته است. لکن، در گذشته، این تلاشهای عقلانی برای ادیان تحت عناوین گوناگون و پراکنده در بین مسائل کلامی و فلسفی بوده است. از اینرو، به طور مشخص، در اسلام،«علم کلام» به این مهم پرداخته است. در فلسفه اسلامی، در بخش «الهیّات بالمعنی الاخص»، بخصوص درباره «وجود خداوند» بسیاربحث شدهوبراهین متعددی بر آن ارائه شده است.

آنچه امروز به عنوان «فلسفه دین» مطرح است بخشهایی از همان مباحث کلامی و فلسفه بالمعنی الاخص می باشد که عمده مطالب آن ادله اثبات وجود خداست، به علاوه برخی مسائل عقلی جدید که درباره اصل دین، صفات خدا و زبان دین است; مثلاً اینکه بر فرض پذیرش وجود خدا، چرا ما به دین احتیاج داریم؟ اگر وجود دین لازم باشد حوزه و قلمرو آن چقدر است؟ در چه مسائلی اظهار نظر می کند و در چه مسائلی حق ابراز عقیده ندارد؟ زبان دین چه زبانی است؟ آیا به زبان مردم سخن می گوید یا برای خود زبان خاصی دارد؟ متون دینی را چگونه باید تفسیر کرد؟ چگونه و بر اساس کدام مبانی، بین دین، علم فلسفه تعارض پیدا می شود؟ اینها مباحثی است که در «فلسفه دین» جدید به آنها می پردازند.

بنابراین، تلاش عقلانی برای فهم و اثبات مسائل دینی مسأله ای طبیعی است و از گذشته هم وجود داشته است و درباره نقش آن در دینداری مردم، همین بس که بگوییم اصول هر دینی با عقل اثبات می شود و هیچ راه دیگری هم برای آن وجود ندارد. در اسلام هم، این مسأله مشهور است که «اصول دین تقلیدی نیست» و هر کس باید با استدلال و عقل خود به آنها ایمان بیاورد. بر این اساس، رابطه مستقیم و تنگاتنگی بین «کنکاش عقلی در اصول دین» و «دینداری» وجود دارد. هر قدر این مباحث عمیقتر و غنی تر باشد و جوانب بیشتری را در نظر بگیرد و بتواند شبهات بیشتری را پاسخگو باشد اثر بیشتری در دینداری مردم دارد و به آنها قدرت می دهد تا دینشان را در هجوم شبهات بهتر حفظ کنند.

آدرس اینترنتی